المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
228
مروج الذهب ( فارسى )
257 ذكر ملوك الطوائف كه ما بين ايرانيان طبقه اول و طبقه دوم بودهاند مسعودى گويد « كسان درباره ملوك الطوائف اختلاف كردهاند كه آيا ايرانى يا نبيط يا عرب بودهاند جماعتى از اخباريان و علاقمندان اخبار سلف گفتهاند كه وقتى اسكندر پسر فيليپس دارا پسر دارا را بكشت هر رئيسى در ناحيه خود استقلال يافت و اسكندر با ايشان مكاتبه كرد . اينان ايرانى و نبيط و عرب بودند . هدف اسكندر اين بود كه ميان آنها تفرقه اندازد تا هر يك از آنها بر ناحيه خود چيره شود و نظم ملك خلل يابد و يك پادشاه را اطاعت نكنند كه مرجع امور باشد و آنها را همسخن تواند كرد . ولى بيشترشان مطيع اشكانيان بودند و آنها ملوك جبال يعنى دينور و نهاوند و همدان و ماسبدان و آذربايجان بودند هر كس از آنها پادشاه اين ناحيه بود عنوان عام اشكان داشت و ديگر ملوك طوائف را به انتساب پادشاه اين ناحيه كه از او اطاعت داشتند اشكانيان خواندند . محمد بن هشام كلبى از پدرش و ديگر علماى عرب روايت كرده كه گفته - اند سر ملوك جهان اشكانيان بودند و آنها همان پادشاهان طبقه اول ايرانند تا دارا پسر دارا . پس از آن سلسله اردوان بود كه ملوك نبيط بودند و از ملوك الطوائف بودهاند و بسرزمين عراق در حدود قصر ابن هبيره و سقى الفرات و جامعين و سور و احمد آباد و نرس تا حنباوتل فحار و طفوف و بقيه اين ناحيه اقامت داشتهاند